تبليغاتX
مهندسی که کار نداشت

مهندسی که کار نداشت

نقد دولت خالی بند

دروغ

مرگ بر دروغ گو

گاهی فکر می کنند اگر یک دروغ را هزار بار تکرار کنند باورش آسان تر می شود

شاید افراد ساده لوح باور کنند

اما بد تر از آن این است که فرد دروغ گو هم گاهی باور می کند

می گن یکی به دروغ می گفت سر خیابون گوشت مجانی پخش می کنند

بعد از مدتی دید همه راه افتادند پی گوشت قربونی خودش هم باورش شد رفت سر خیابون

حکایت همین احمدی نژاد شده که فکر می کنه واقعا ۲۴ میلیون نفر بهش رای دادند

و بد تر این که فکر می کنه ۲۴ میلیون حکومت جمهوری اسلامی رو قبول دارند /

به امید روزی که در این دنیای بزرگ دیگر کسی به خاطر عقایدش کشته نشود /

 

+ نوشته شده در  بیستم مهر 1388ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   | 

ندا آقا سلطان

سلام

آخر این هفته رفتم سر قبر ندا آقا سلطان

بعد از مدت ها یک دل سیر گریه کردم

و آرزو کردم که تمام کسانی که موجب مرگ این بانوی زیبای ایرانی شده اند  به سزای اعمالشان برسند /.

+ نوشته شده در  بیستم مهر 1388ساعت 7:43 قبل از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   | 

خصوصی سازی به سبک ایرانی

اینکه خصوصی سازی یکی از  سودآور ترین شرکت های  ایران به این گونه باشد

از دست دولت خارج و به سپاه پاسداران واگذار شود /

به این می گویند خصوصی سازی از نوع ایرانی .

+ نوشته شده در  هفتم مهر 1388ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   | 

انحراف از بحث

این وبلاگ مدتی بود که از مسیراصلی خودش خارج شده بود

راستش انقدر بغض داشتم و دارم از این انتخابات که مدتی در مورد بحث اصلی این وبلاگ چیزی ننوشتم

قرار بود بحث بر سر بیکاری باشد . در این وبلاگ

اقتصاد دولتی یا اقتصاد خصوصی

در قوانین ایران بحثی ایجاد شد که باید بخش تولید ایران را به بخش خصوصی واگذار کرد و دولت تنها کار نظارتی را داشته باشد اینجا این سوال پیش می آید که آیا بحث تولید در ایران سود آوری دارد و آیا بخش خصوصی توان این را دارد که بگرداند بخش تولید را .

جواب این سوال بعد از مدت زمان کمی که از این امر می گذرد کاملا مشخص شده

بیکاری کارگران کارخانه ها - تعطیلی کارخانه ها - نقض گسترده قوانین کار - برده داری نوین -

بیکاری قشر تحصیل کرده و ... مشکلات زیاد است

و از طرفی پول نفتی که قبلا به اقتصاد تزریق می شد اکنون در دست دولت است و هر جا که بحث پول زیاد در کار باشد فساد هم در آن هست . گفتند اقتصاد که خصوصی شد پس پول نفت را چه کنیم یک سردار رفت تلویزیون وارد کرد کلی سود کرد یکی رفت میوه و تره بار وارد کرد و کلی سود کرد یکی رفت کامپیوتر وارد کرد . به طوری که صنایع داخلی در معرض ورشکستگی قرار گرفت یعنی پولی که قبلا به اقتصاد تزریق می شد فقط صرف واردات کالاهای مصرفی شد . به عبارت دیگر دور ریخته شد . بیکاری بیشتر شد / عده کمی یک شبه میلیاردر شدند .

هزاران کارگر بی کار شدند . دولت کوچک شد . قشر تحصیلکرده را کسی استخدام نمی کند . و بیکاری و فقر خودش هزاران معزل دیگر به وجود می آورد

یک سوال آیا در کشوری که بیش از ۸۰ درصد در آمد کشور از طریق نفت است . آیا اصولا خصوصی سازی معنی دارد یا خیر ؟

 

+ نوشته شده در  چهارم مهر 1388ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   | 

به مناسبت سخنان احمدی نژاد

دیروز احمدی نژاد در شبکه یک تلویزیون سخنرانی کرد و چه حرف های قشنگی زد

ما به رای مردم باید احترام بگذاریم

کسانی که در انتخابات برنده نشدند نباید رای مردم را زیر پا بگذارند و اعتراض کنند

من شما را دوست دارم ؟!

هلوکاست وجود ندارد .

باید رو بیاوریم به عدالت

حرف های قشنگی بود ولی آقای احمدی نژاد

هر کس نداند خودت می دانی که حداقل به هیچ یک از حرف هایت اعتقاد نداری

شعار مردم رو نشنیدی ؟

دروغگو دروغگو ۶۴ درصدت کو که با تمام وجود خود وقتی شما داشتی سخنرانی می کردی می گفتند

این انتخابات در تاریخ ایران ثبت خواهد شد .

با نهایت تاسف

به دلیل ترس از حفاظت نام نویسنده نوشته نمی شود .

+ نوشته شده در  سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   | 

دیکته ی شب...

 

می گفت بنویس...

بنویس

           خوشحالیم

بنویس 

           باور می کنیم

می گفت بنویس

                  فریادهایمان از شادیست

نعره هایمان از سرورست

بنویس

                      در کوچه هایمان ترانه ای سروده نشده بود

بنویس

           صدایی نبود

بنویس

                         ندایی نبود

بنویس...

            بنویس...

                                    فقط بنویس !

- کاغذ خون آلود شده بود

                    قلم از نوشتن شرم داشت

                                     و من نمی توانستم لبخندی به لب هایم بیاویزم-

مداد قرمز تیزم را به او دادم

                                تا او به من صفر بدهد

من صفر گرفتم

                      و مردود نشدم !!

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1388ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   | 

هجده میلیارد دلار به صورت پول نقد و شمش در ترکیه کشف و ضبط شد / انوقت می گویند پول نداریم مربی درجه یک خارجی برای تیم ملی بیاوریم / معنی دروغ را ببینید

+ نوشته شده در  پانزدهم شهریور 1388ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   | 

اي خوشا تيپ جوادي داشتن                             دكتراي بي سوادي داشتن
با وجود اين همه كمبود،                                    باز ادعاهاي زيادي داشتن
در حدود فهم بقالِ محل                                   ايده‌هاي اقتصادي داشتن
چون علي‌بابا سفر كردن                                 مدام رسم و راه سندبادي داشتن
از طریق فحش، حتما بهتر است                       گفتمان انتقادي داشتن
غير عادي نيست، عین منطق است                      نطقهای غير عادي داشتن
+ نوشته شده در  سی ام خرداد 1388ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   | 

به مناسبت رییس جمهوری احمدی نژاد

ساعت ۳ نیمه شب بود که برادرم بیدارم کرد و به من گفت که احمدی نژاد از میر حسین با درصد آرای زیادی جلو است ؟ اول فکر کردم که شوخی می کند بلافاصله بلند شدم  و به برنامه بی بی سی فارسی گوش دادم خبر درست بود .

فردا صبح که بیدار شدم دعا می کردم که اتفاق دیشب یک کابوس بوده باشد و به خودم دلداری می دادم که حتما یک کابوس بوده و میر حسین برنده شده و امکان ندارد که مردم به احمدی نژاد رای داده باشند .

اما اتفاق درست بود من حال درستی نداشتم به این فکر می کردم که کل جوانی من باید در دوره احمدی نژاد بگذرد احساس پوچی می کردم عصبانی بودم . فکرم کار نمی کرد . خنده های عصبی می کردم

دوست نداشتم واقعیت را بپذیرم می گفتم حتما تقلب شده .

رفتیم اعتراض کنیم که دیدیم سربازان مردم را تا سر حد مرگ می زنند . پشیمان شدم

یک هفته گذشت امید به شورای نگهبان و رهبر و ... بیهوده بود

احمدی نژاد بود که رییس جمهور شده بود و این به معنی ۴ سال بیکاری و افزایش فقر و بدبختی من بود .

امروز هم که رهبر مهر تاییدی بر انتخابات زد . چه باید کرد واقعا فکری به ذهنم نمی رسد چه باید کرد

چاره کار چیست من نمی خواهم که جوانی ام بسوزد . دلم به حال خودم می سوزد ای کاش من هم در میان کشته شدگان بودم تا چنین سرنوشتی انتظار مرا نمی کشید .

+ نوشته شده در  بیست و نهم خرداد 1388ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   | 

بی کاری پنهان

دوست عزیزی گفت معلومه که بد جوری عصبی هستید حالا واقعا کار وجود نداره یا شما پسند نمی کنید .

یکی از مشکلاتی که وجود دارد و در میان سیل بی شمار مشکلات گم می شود دقیقا همین بیکاری پنهان  است عده ای از مهندسان ایرانی از آنجایی که کارد به استخوان آن ها رسیده است دست به کار هایی می زنند که در شان آن ها نیست مثلا راننده آژانس ، راننده کامیون ، مغازه داری و ... وقتی می گویم مهندس بی کار منظورم مهندسی نیست که کار نمی کند بلکه به نظر من مهندسی که به کار تخصصی خودش اشتغال نداشته باشد مهندس بی کار است حتی اگر درامد بالایی داشته باشد . مهندسی برای مملکت مفید است که در یک اداره دولتی استخدام شده باشد و به اصطلاح کاره ای باشد منظور از کاره بودن این است که کاری از دست او بر بیاید برای عمران و آبادی ایران . همین طور به نظر من فردی که بدون تخصص و بنا به دلایلی شغلی دولتی دارد و حقوق از دولت می گیرد ولی توانایی برای رفع مشکل ندارد بی کار است منظور من از کار در این وبلاگ صرفا کسب درامد نیست منظور کار مفید برای ساختن ایران است .

از آنجا که دوست دارم در این وبلاگ همیشه تنها به انتقاد نپردازم و وقتی که انتقاد می کنم راهکار نیز ارائه دهم تنها راه ایجاد کار در جامعه روی کار آمدن افراد متخصص و تخصیلکرده در راس امور است .

و از آنجا که چند فکر بهتر از یک فکر است به شما پیشنهاد می کنم که راهکار خود را ارائه دهید در ضمن اگر وقت کردید دو مقاله پایین را هم بخوانید .

 

+ نوشته شده در  پانزدهم بهمن 1387ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط به دلیل ترس از حفاظت نوشته نمی شود   |